زوج هنرمند
آخرین کتاب خانم نویسنده همزمان با مرگ او منتشر شد و مانند آثار قبلیاش نه تنها مورد توجه قرار نگرفت، بلکه انتقادات گستردهای هم در پی داشت. همسر نقاش خانم نویسنده ساعتها مغموم و دلشکسته در گوشهی خانه مینشست و به جای خالی همسرش در پشت میز تحریر زل میزد؛ آقای نقاش از اینکه شریک زندگیاش عمری در راستای نویسندگی در ژانر جنایی تلاش کرده بود و دست آخر رویای معروف شدن را با خود به گور برده بود، رنج بسیار میکشید. سرانجام او تصمیم گرفت به جای غصه و افسوس خوردن برای همسر مرحومش کاری بکند.
آقای نقاش بر آن شد که یکی از شخصیتهای آخرین کتاب همسرش را به صورت پرترهای در ابعاد متوسط نقاشی کند؛ او که نقاش صاحب سبکی بود اطمینان داشت توجه خوانندگان از این راه به کتاب همسرش جلب خواهد شد و از بار انتقادات منتقدان هم بدین وسیله خواهد کاست. شخصیت قاتل در کتاب خانم نویسنده که آقای نقاش قصد تصویرسازیاش را داشت؛ زنی بود افسونگر و فریبا با روحی خبیث که بر روان طعمههای خود اثر میگذاشت و آنها را وادار به خودکشی با سیانور میکرد، سپس از صحنه جنایت میگریخت.
روز چهلم خانم نویسنده، جسد آقای نقاش را قلممو به دست نشسته بر صندلیای چوبین مقابل بوم نقاشیای یافتند؛ چیزی وحشتناک جدای از فضای وهمآلود و رنگهای سرد و خنثی به کار رفته در منظرهی آن تابلو وجود داشت؛ در مرکز تابلو زنی مرموز و زیبا و ژندهپوش با چهرهای سرد و بیتفاوت مستقیم به روبرو خیره مانده بود. اگر خوب به چهرهی این زن در تابلو دقت میکردید، برقی پیروزمندانه در گوشهی چشمان شرورش میدرخشید و بر انحنای لبهای ظریفش پوزخندی کینهتوزانه به چشم میآمد.
هر کس که کتاب خانم نویسنده را خوانده بود با دیدن این پرتره نقاشی به یاد قاتل آن کتاب میافتاد. پس از آنکه علت مرگ آقای نقاش که در سبک ریالیسم زبانزد خاص و عام بود، توسط پلیس خودکشی با سیانور اعلام شد، جنجالی در بین طرفداران و شاگردان او به پا شد؛ توضیحات پلیس هیچکس حتی خبرنگاران را در مورد نحوهی مرگ مشکوک آقای نقاش قانع نکرد؛ خیلی زود روزنامهها ضمن اشاره به کتاب خانم نویسنده، تیتر زدند: «خودکشی یا قتل؟ چرا پلیس جوابی برای این سوال ندارد؟» بعد از این حواشی کتاب خانم نویسنده در فهرست آثار پرفروش قرار گرفت و بارها و بارها تجدید چاپ شد.
نویسنده: طوبا وطنخواه




آخرین نظرات: