- جدیترین مطالب

راننده نیسان آبی
راننده نیسان آبی اواسط زمستان بود و از نیمهشب نمنم بارانی تا گرگ و میش صبحگاهی باریده بود. مردی متوسطالقامت و تنکریش که سی

شغال خمار محکوم شد
شغال خمار محکوم شد بیگمان شما هم خواندن کامنتهای «قضاوت نکنیم» را در بستر شبکههای مجازی مخصوصا اینستاگرام تجربه کردهاید و اکنون شاید وقت

آب و هوای مجازی
آب و هوای مجازی دقایقی پیش از طلوع خورشید، در گرگ و میش هوای یک روز نسبتا سرد زمستانی، اهالی یک شهر کوچک کویری،

دختری با روبان آبی
دختری با روبان آبی دخترک در غیاب پدرش و بدون اجازه مادرش به بهانهی خرید خردهریزی چند ساعتی از خانه بیرون زده بود، شانزده

پلنگ سیاه
پلنگ سیاه اصلا انتظار دیدن این گربهسان ملوس سیاه رو در آرایشگاه نداشتم! تمام مدتی که درگیر کوتاهی و سشوار موهایم بودم، او با

خانم و سگ پشمالوی سفید
خانم و سگ پشمالوی سفید توی لابی نشستم و منتظرم. رفت و آمد ساکنین، گروه تاسیسات و بچههای خدمات و نظافت را رصد میکنم و

خانه متروک
در برخی کوچههای باریک پایتخت مابین ساختمانهای سر به فلک کشیده، هنوز خانههایی هست که بوی بافت قدیمی شهر رو دارند. تنها سنارویی که

داستان یک پرواز
پرواز هنگام بالا رفتن از پلههای هواپیما توجهام به زن بارداری جلب شد که در آستانهی در هواپیما با سرمهماندار درباره مجوزهای پروازش گفت

پیرپسر
پیرپسر آرزو بر دل نماندیم و در بین این تعداد کمدی سخیفی که پی در پی از سر و کول پردهی نقرهای سینما بالا
- دربارهمن
بخشهای سایت من:
- پشیماننامه (3)
- توسعه فردی (21)
- چالش های لاغری (7)
- چند سطر اول (5)
- داستانک (25)
- داستانهای کوتاه (61)
- روزمرگی (2)
- صد گام فیلمنامه نویسی (7)
- فیلم نوشت (12)
- کتابنوشت (13)
- گامهای کوچک برای سلامتی (11)
- یادداشتها (34)
آخرین نظرات: