پاراگراف

آنا کارنینا

  . لی‌یو تالستوی در «آنا کارنینا»: _همیشه میان هشتاد میلیون آدم، نه فقط صد نفر، بلکه ده‌ها هزار نفر پیدا می‌شوند که سرگشته‌اند و

ادامه مطلب »
داستان‌های کوتاه

راننده نیسان آبی

  راننده نیسان آبی اواسط زمستان بود و از نیمه‌شب نم‌نم بارانی تا گرگ و میش صبحگاهی باریده بود. مردی متوسط‌القامت و تنک‌ریش که سی

ادامه مطلب »
یادداشت‌ها

شغال خمار محکوم شد

  شغال خمار محکوم شد بی‌گمان شما هم خواندن کامنت‌های «قضاوت نکنیم» را در بستر شبکه‌های مجازی مخصوصا اینستاگرام تجربه کرده‌اید و اکنون شاید وقت

ادامه مطلب »
داستان‌های کوتاه

آب و هوای مجازی

  آب و هوای مجازی دقایقی پیش از طلوع خورشید، در گرگ و میش هوای یک روز نسبتا سرد زمستانی، اهالی یک شهر کوچک کویری،

ادامه مطلب »
داستان‌های کوتاه

دختری با روبان آبی

  دختری با روبان آبی دخترک در غیاب پدرش و بدون اجازه مادرش به بهانه‌ی خرید خرده‌ریزی چند ساعتی از خانه بیرون زده بود، شانزده

ادامه مطلب »
روزمرگی

پلنگ سیاه

  پلنگ سیاه اصلا انتظار دیدن این گربه‌سان ملوس سیاه رو در آرایشگاه نداشتم! تمام مدتی که درگیر کوتاهی و سشوار موهایم بودم، او با

ادامه مطلب »
داستان‌های کوتاه

خانم و سگ پشمالوی سفید

خانم و سگ پشمالوی سفید توی لابی نشستم و منتظرم. رفت و آمد ساکنین، گروه تاسیسات و بچه‌های خدمات و نظافت را رصد می‌کنم و

ادامه مطلب »
روزمرگی

خانه متروک

   در برخی کوچه‌های باریک پایتخت مابین ساختمان‌های سر به فلک کشیده‌، هنوز خانه‌هایی هست که بوی بافت قدیمی شهر رو دارند. تنها سنارویی که

ادامه مطلب »
دهه شصتی ها بهترین کارتن های دنیا را با سانسور دیدن و عاشق شدن … ما دهه شصتی ها خیلی خوب بدون فضای مجازی زندگی کردیم ! ما کتاب هایی داشتیم برای خواندن ..