کاغذپارههای تحریم
چند سال پیش در یک مهمانی خانوادگی، یکی از اقوام که فرزندش را برای ادامه تحصیل روانهی لندن کرده بود، در حین صحبتهای سیاسی و اقتصادی که بی برو برگرد در دورهمیهای ایرانی پا میگیرد، عنوان کرد که یکی از همکلاسیهای بریتانیایی پسرش به او گفته شهریهای که باید به دانشگاه بپردازد، با آنچه که پدرش برای تحصیل در دو دههی قبل پرداخت کرده، تفاوت آنچنانی ندارد.
آن جمله، هر چند شاید اندکی هم آمیخته به غلو از سوی آن پسرک انگلیسی بود، برای من آنقدر غریب آمد که هنوز در افکار آشفته و مشوش من بالا و پایین میرود و ناخواسته مرا به یاد «امیر عباس هویدا» و جمله معروف او درباره ی قیمت ثابت خودکار بیک، در طی سیزده سال نخست وزیریاش میاندازد. بسیار از خودم میپرسم مردمانی که بیرون از خاورمیانه در آرامش اقتصادی و سیاسی زندگی میکنند، دیگر چه میخواهند؟ البته بهتر است همهی خاورمیانه را قاطی اوضاع بغرنج و پیچیدهی وضعیت اقتصادی کشور خودمان نکنم و بپرسم زندگی در کشورهایی با تورم مهار شده و اقتصاد شکوفا چگونه است؟ روز کسانی که زندگیشان به سایهی جنگ و فضای مهآلود باید و شاید مذاکرات گره نخورده است، چگونه آغاز میگردد؟
همین الان که در حال تایپ این جستار هستم، نرخ تورم در سوییس تنها یک دهم درصد، در بریتانیا سه و نیم درصد و در ایران بنا به آمار رسمی تقریبا پنجاه درصد است. البته این بدین معنی نیست که مردم بریتانیا مشکل اقتصادی ندارند، فاصلهی طبقاتی در آن کشور هم بسیار زیاد است و افراد زیادی در انگلستان و یا برخی دیگر از کشورهای اروپایی درگیر بحران مسکن هستند، اما تورم مهار شده و ثبات اقتصادی موجود در کشورشان باعث شده برای هر قشری با هر وضعیت مالی آینده قابل پیشبینی و برنامهریزی باشد، امر مهمی که در ایران به علت تورم تازنده تقریبا محال و دستنیافتنی است.
یکی از ابتداییترین دلایل در ایجاد تورم تقاضای بیشتر از عرضه است. یعنی دولت، مردم و کسب و کارها بیش از ظرفیت تولید کشور خرید میکنند. مثلا افزایش شدید تقاضا برای خرید خودرو، مسکن و یا حتی ارز. اگر در این میان هزینه تولید هم به علت افزایش قیمت مواد اولیه و یا انرژی بالا برود، تولیدکننده هم قیمتها را افزایش میدهد، نمونهی بارزش همین بالا رفتن قیمت گوشت مرغ در کشور به علت افزایش قیمت نهادههای دامی است که به کرات دربارهی آن میشنویم. از سویی مردم هم که انتظار افزایش قیمتها را دارند، بیشتر و زودتر از زمان نیازشان خرید میکنند، ماه گذشته به همین علت شاهد هجوم مردم به فروشگاهها و خرید روغن بودیم.
از دلایل مهم دیگر در ایجاد تورم میتوان به کسری بودجه دولت و وامدهی بیش از اندازه بانکها اشاره کرد اما شاید مهمترین نکته در افزایش تورم، ناکارآمدی ساختار اقتصاد یک کشور باشد، هرچند این تنها بدین مفهوم نیست که بدنه و تیم اقتصادی دولت ضعیف عمل میکند، چرا که یک ساختار اقتصادی ضعیف از وابستگی شدید یک کشور به واردات و بیثباتی سیاسیاش هم نشات میگیرد ضمن اینکه اقتصاد به شدت تحت تاثیر شوکهای بیرونی مثل جنگ و تحریم هم است. شاید بپرسید مگر تحریمها با اقتصاد یک کشور مثل ایران چه میکنند؟
با تحریم صادرات نفت ایران، درخواست خرید نفت کاهش یافت، در نتیجه ارز کمی وارد کشور شد و ضمن اینکه این امر باعث بالا رفتن قیمت ارز در داخل کشور شد، دولت هم که درآمد نفتی کمی داشت برای جبران بدهیهایش پول بیپشتوانه چاپ کرد و از بانک مرکزی به کرات وام گرفت. از سویی وقتی این تحریمها بر صنایع هوایی، کشتیرانی، خدمات بیمهای و سیستم بانکداری ایران هم اعمال شدند، تمایل کشورهای خارجی جهت داد و ستد با ایران به شدت کاهش یافت، در نتیجه شرکتهای داخلی جهت خریداری اقلام مورد نیازشان، مجبور به معامله از مسیرهای واسطهای، غیرمستقیم و پرهزینه شدند و این امر موجب بالا رفتن قیمت محصولات وارداتی و همچنین تولیدات داخلی شد. در نتیجه تحریمها ساختار اقتصادی ایران را به لرزه درآوردند چرا که از سویی هزینه فعالیتهای اقتصادی و مبادلات کشور بالا رفت و از سویی دیگر انجام این امور تقریبا به صورت غیررسمی درآمد و همین امر موجب اقتصاد رانتی شد.
از اقتصاد رانتی گفتیم، اقتصادی که دیگر از تولید رشد نمیکند بلکه تنها از دسترسی به منابع کمیاب کشور نفس میکشد، مثل نفت، زمین و غیره! در اقتصاد رانتی پولدار شدن به رابطه و به قولی به بند «پ» بستگی دارد نه به تلاش و تولید، در نتیجه فساد، رشوه و روابط غیرشفاف رواج پیدا میکند. حال در یک چنین جامعهای با چنین اقتصادی بیشترین فشار بر روی قشر متوسط و ضعیف جامعه است. هرچند زمانی رییس جمهوری داشتیم که معتقد بود، تحریمها کاغذپارههایی بیش نیستند!
طوبا وطنخواه
آدرس کانال تلگرام https://t.me/toobavatankhah




آخرین نظرات: