تعبیر خواب پادشاه انوشه‌روان

تعبیر خواب پادشاه آنوشه‌روان

اگر شما هم جزو افرادی هستید که خواب و تعبیر خواب ابتدا به ساکن شما را به یاد ماجرای فرعون مصر و یوسف پیغمبر می‌اندازد، حتما باید خواب عجیب انوشیروان دادگر و تعبیری که بزرجمهر حکیم از آن خواب کرد، را بشنوید که خالی از لطف نیست.

انوشیروان پادشاه بخشنده، دادگر و دین‌دار ایرانی علاوه بر دلاوری و شجاعت در جنگ و رسیدگی به حق مظلومان جامعه، به علم و دانش، فلسفه و حکمت هم علاقه‌ی بسیار نشان می‌داد، لذا همیشه در بارگاه او موبدان، دانشی‌مردان و حکیمان در حال مناظره و پرسش و پاسخ بودند و انوشیروان گاه خود هم وارد گفت و گوی آن جمع می‌شد. انوشیروان وزیری والامقام با خردی استثنایی به نام بزرجمهر داشت و از همنشینی و اندرزهای حکیمانه‌ی او لذت بسیار می‌برد.

انوشیروان از آنجا که مردی خداپرست و سخت معتقد به آیین بهی بود و به آخرت زیاد می‌اندیشید، در اوایل هفتاد سالگی وصیت خود را نوشت و طومار به موبد موبدان سپرد، آنگاه به فکر تعیین جانشین خود افتاد و از بین شش پسر خود هرمزد را به جانشینی خود برگزید چرا که هرمزد از پس تمامی سوالاتی که بزرجمهر در حضور پادشاه و بزرگان و‌ ناموران از او پرسیده بود، به خوبی برآمد.

چندی بعد نیمه‌شبی انوشیروان خوابی عجیب می‌بیند که به واسطه‌ی آن بسیار پریشان‌حال و آشفته می‌گردد، شاه نوشیروان در خواب دیده بود:

که آفتاب در شب از حجاز طلوع می‌کند و از نردبانی تا چهل پایه از حجاز تا آسمان بالا می‌رود و بواسطه‌ی آن نور همه جا روشن می‌گردد، بغیر از ایوان کسری که در تاریکی مطلق فرو می‌رود.

روز بعد انوشیروان بزرجمهر را خواست و تعبیر خواب خود را جویا شد و بزرجمهر پس از اندکی تامل پاسخ شاه نوشیروان را داد:

از امروز تا چهل سال آینده مردی از تازیان به مقام پیامبری می‌رسد و دین زرتشت را نابود می‌کند و سال‌ها پس از او سپاهی از حجاز با آنکه ساز و سلاح بسیاری ندارند بر نبیره تو و لشگر انبوهش پیروز می‌شوند و نبیره تو را از از تخت پایین کشیده و رسم جشن سده را از بین می‌برند و آتش همه‌ی آتشکده‌ها را خاموش می‌کنند.

حال انوشیروان پس از شنیدن این تعبیر سخت دگرگون شد، سه شب بعد بانگی عجیب و سهمگین به هوا خاست که همگان تصور کردند که جهان زیر و رو شده است، اندکی بعد به انوشیروان اطلاع دادند که طاق ایوان کسری شکسته شده و این صدا بدان سبب بوده است. شاه بزرجمهر را به بالین خواست و بزرجمهر گفت: «آن خواب و این بانگ دلیل آن است که پیامبر حجاز از مادر زاده شد.»

انوشیروان و بزرجمهر در این گفت و حال بودند که سواری شتابان از راه می‌رسد و هراسان به شاه انوشیروان اطلاع می‌دهد که آتش در آتشکده‌ی آذرگشسب خاموش شده است. انوشیروان از این واقعه بسیار دلگیر و دلتنگ می‌شود و به فاصله‌ی کوتاهی بعد از شکستن طاق کسری دار فانی را وداع می‌گوید و بزرجمهر هم اندکی پس از او روی در خاک می‌کشد و هرمزد بر تخت سلطنت جلوس می‌کند و …..

نویسنده: طوبا وطنخواه

آدرس کانال تلگرام من https://t.me/toobavatankhah

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط