بدنام

بدنام

رفقا من امروز یک سم دیدم که دلم می‌خواد میزان دوزش را با شما شریک بشم. سریال «بدنام» «حامد عنقا»، با بازی «حسن پورشیرازی»، «امیر آقایی» و بازیگر ثابت فیلم‌های عنقایی «سینا مهراد» بزرگ!! در حال پخش از شبکه نمایش خانگی‌ست و به قسمت شانزدهم رسیده ….

اینم خلاصه داستان این سریال سمی با ذکر این نکته که عماد متاهله و بچه هم داره و بابا ابراهیم هم گویا اهل دله …
ابراهیم (حسن پورشیرازی) سر یک معامله کاری معشوقه‌ی عماد (امیر آقایی)، یلدا خانوم رو هم به عنوان اشانتیون قرارداد می‌خواد و عماد باغیرت هم قبول می‌کنه و یلدا هم از سر ناچاری به اکراه با ابراهیم وارد رابطه می‌شه و به قولی با دست پس می‌زنه با پا پیش می‌کشه …. خلاصه اسماعیل با بازی درخشان!! «سینا مهراد» مهره مورد علاقه «عنقا»، یهویی بی‌خبر از همه جا، عاشق یلدا میشه و یلدا هم این عشقو قبول میکنه و این دو تا قمری عاشق، پنهانی با هم ازدواج می‌کنن …. چند ماه بعد از ازدواج دست یلدا برای اسماعیل و ابراهیم رو می‌شه، خلاصه کار به طلاق و جدایی می‌کشه … یلدا خانم تو دادگاه اعلام می‌کنه بارداره! اسماعیل به قاضی دادگاه می‌گه: «جناب قاضی این بچه هر کی می‌تونه باشه هاااا» …. بعد اسماعیل میره پیش فاسق سابق زنش می‌گه: «عماد تو خبر داشتی زن من بارداره؟» و عماد هم در حالی که بطری مشروبو قورت قورت سر می‌کشه میگه: «من تو نفسای داغ یلدا می‌دیدم عاشق توهه» …. سپس قهرمان سریال بدنام، اسماعیل راهی خونه بابا ابراهیم میشه که خیلی عصبانیه و در همان بدو ورود پسرش میگه: « پسرم، تاج سرم، تو چرا سر دل این لکاته رو آوردی بالا؟» اسماعیل هم خیلی خونسرد تو فاز وثوقی‌طور فرو رفته و یک سیگار روشن می‌کنه و می‌ده دست بابا ابراهیم‌اش می‌گه: «ددی جان، مرگ من، تو دستت به زن من خورده؟ رابطه تو و زنم چجوریا بوده؟» ….

رفقا یکم اسماعیلو درک کنید، می‌خواد مطمین بشه قراره پسرش دنیا بیاد یا برادرش و یا …. باور کنید این همه اراجیف و مزخرفات رو بنده تو دو قسمت یک سریال ایرانی دیدم … رفقا کاش بیمارستان‌ها علاوه بر واحد شست‌وشوی معده، بخش شست‌‌وشوی مغزی هم داشتن …. باور کنید مسموم شدم …

طوبا وطن‌خواه

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط