رویای نیمه شب
چندی پیش به طور اتفاقی بیننده قسمت اول سریال «رویای نیمه شب» از شبکه سوم سیما بودم، چند سکانس نخست سریال آنقدری از هنر هفتم در چنته داشت که تا پایان آن قسمت به تماشایش بنشینم و با گذشت سیزده قسمت همچنان بیننده سریال باقی بمانم. از همان قسمت اول این مجموعهی تلویزیونی، که اقتباسی است آزاد از رمان پرفروش «مظفر سالاری» به همین نام، میشد متوجه شد که کارگردان «رویای نیمه شب»، «غلامحسن آخوندپور» کارش را بلد است. او گروه بازیگراناش را خوب انتخاب کرده و هر کدام را در صحیحترین جای ممکن در نقش خود به درستی به کار گرفته است، در صدرشان «نادر سلیمانی» در نقش میکاییل بسیار خوش میدرخشد و در کنار او «روزبه حصاری» و «پیام احمدینیا» در نقشهایی متفاوت قابل توجه ظاهر شدهاند. آخوندپور طراحی گریم، صحنه و لباس سریال را هم به دست عوامل حرفهای سپرده که در مجموع این سه تیم از پس رنگ و لعاب بخشیدن به این سریال برآمدهاند. در کل میزانسها و نماهایی که آخوندپور از این سریال گرفته از جنبه هنری هم خالی نیستند. اما کمی هم از پیرنگ عاشقانه این سریال که در بستر حوادث مذهبی میگذرد، بگویم:
هیام دختر امیرمرجان حاکم دایمالخمر شهر حله، دل در گروی جواهرسازی به نام فتاح دارد اما فتاح که دلباختهی دختری شیعه به نام تلما است، به هیام روی خوشی نشان نمیدهد، از سویی سوبیتای فرمانده سپاه امیرمرجان هم خواهان هیام است و پدربزرگ سنی مذهب فتاح هم با وصلت او با یک خانواده شیعه مخالفت میورزد. کمی بعد اوضاع شهر حله با آمدن زنی که ادعای همسری امام زمان(عج) را دارد به هم میریزد ….
«رویای نیمه شب» با تمام نکات مثبتی که دارد از سطح متوسط یک سریال تلویزیونی بالاتر نمیرود، چرا که فیلمنامه آن اصولا فاقد نقاط عطف مهم است و در پایانبندی هر قسمت هم از حادثه محرکی برای شروع قسمت بعدی خبری نیست. درکل سریال خوشساختی است که با ریتمی آرام و یکنواخت پیش میرود. اما نکتهای در این سریال برای من نوعی بسیار عجیب و غریب آمد که در ادامه به آن خواهم پرداخت.
خوانندگان این یادداشت اگر بیننده این سریال هم نبوده باشند، با توجه به ذهنیتی که از تماشای سریالهای تاریخی قبلی در صدا و سیما دارند، میتوانند تصور کنند که پوشش سر بازیگران زن «رویای نیمه شب» با اندک تغییری در جزییات چگونه است. در این سریال تاریخی-مذهبی هم مانند موارد مشابهاش برای گریم بازیگران زن از چند رشته پروتز مو و گاها کلاهگیس استفاده شده، مشابه همان رشتهگیسهای مصنوعی که بر سر زلیخای سریال یوسف پیغمبر بود و یا پروتزهای مویی که برای چهرهپردازی برخی زنان در سریال مختارنامه استفاده شده بود! اما صدا و سیمای جبلی! این بار در اقدامی حماسی بر ممیزیهای ثابت و همیشگی خودش هم ممیزی اعمال کرده است و این بار این مدل چهرهپردازی را جایز ندانسته و با هوش مصنوعی یا فتوشاپ یا هر چیز دیگری که من نامش را به درستی نمیدانم در دو طرف صورت «بهاره افشاری» و بازیگر زن سوری که نقش سوفیا همسر امیرمرجان را بازی میکند، یک به اصطلاح شال و روسری مجازی نصب کرده است که هم زیبایی گریم و لباس بازیگر را برهم زده و هم چون گربه چهارچنگولی چنگ انداخته به اعصاب مخاطب! و البته که در این مورد آخری صدا و سیما هم حرفهای است هم از انجامش لذت فراوان میبرد. نکته جالب توجه قضیه اینجاست که در چند صحنه این تدبیر روسری مجازی از دو طرف صورت «بهاره افشاری» در چند نمای مختلف ناپدید میشود و مخاطبان سریال برای چند لحظه فرصتی پیدا میکنند تا آن چند شاخه شبه موی مصنوعی را ببینند، موردی که بلافاصله در نمای بعدی با شال مجازی مجددا پوشانده میشود!
حال یک سوال خدمت رسانهای که بودجهاش از بیتالمال یعنی از جیب من و شما پرداخت میشود، مگر «مختارنامه» و «یوسف پیغمبر» از تولیدات صدا و سیمایی شما نبودند؟ مگر کل پوشش سر «کتایون ریحانی» برای زلیخا شدن آن کلاهگیس رشتهرشتهای نبود؟ مگر برای گریم «نسرین مقانلو» در نقش همسر امیر مختار از چندین رشته موی مصنوعی در اطراف چهرهاش استفاده نشده بود؟ حال شما را چه شده که الیاف مصنوعی آن هم با حجم و ارتفاع کمتر را برای گریم «بهاره افشاری» تاب نمیآورید؟ آن هم وقتی بیخ گوشتان تمام تولیدات شبکه نمایش خانگی بوی عرقسگی و سیگار و روابط نامشروع میدهد؟ تازه آن هم با موی طبیعی نه با کلاه گیس! خلاصه که جناب جبلی قبل از اینکه صبحها به سر کارتان بروید یک نگاهی حداقل به پوستر فیلمهای سینمایی بر سر در به اصطلاح سینماهای کشور بیندازید، همان فیلمهایی که فیلمنامهشان بوی فاضلاب میدهد و در هر کدام هم برای جلوههای ویژه از یک بازیگر زن اجنبی بدون حجاب استفاده شده است!
نویسنده: طوبا وطنخواه
با همین آدرس در تلگرام و ویرگول هم هستم😎




آخرین نظرات: