سرزمین‌های شمال غربی

سرزمین‌های شمال غربی

چند روزی است مشغول خواندن «جنگ و صلح» تالستوی هستم، مطلبی که هنگام مطالعه‌ی این کتاب به جهت همسایگی مرز و بوم، ناخودآگاه ذهنم به سمت آن معطوف می‌شود، تفاوت زن روس و زن ایرانی در آن برهه‌ی زمانی‌است. در حالی که زنان روس، منظورم پرنسس‌ها و کنتس‌هاست، که با لباس‌های زیبای ابریشمین و با گردنبندهای مروارید آویخته بر شانه‌های عریان‌شان در مجالس رقص دل افسران جوان را می‌ربودند، شاه‌بانوها و شاه‌دخت‌های ایرانی در پشت دیوارهای بلند حرمسراهای شاهان قاجار در میان اخته‌شده‌های نگهبان چه زندگی نکبت‌باری را تجربه می‌کردند. مقصودم نداشتن فرصت رقص و دلبری نیست، مقصودم نداشتن فرصت شناخت خود و جهان است. این زندگی دسته‌جمعی بدون امکان هویت مستقل چه گندابی بوده است که اگر نبود قطعا این زنان مردانی دلیرتر و شاه‌وارتر تربیت می‌کردند که سرزمین وسیع قفقاز را آن گوشه‌ی دلربای شمال‌غربی را با نکبت امضاهای ترکمنچای و گلستان به باد فنا ندهند.

طوبا وطن‌خواه

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط