برای آنا کارنینا

آنا کارنینا

همین ابتدا به شما بگویم شخصیت اصلی کتاب «آنا کارنینا»، آنا نیست، تولستوی به او همانقدر پرداخته که به دیگر شخصیت‌های اثرش. آنا هم جایگاهی مانند لوین، کیتی، دالی، کارنین، آبلونسکی و ورونسکی در صفحات این کتاب دارد، نه بیشتر و نه کمتر. شاهکار «آنا کارنینا» به زندگی و مسایل اجتماعی و نظام سیاسی اداری ساکنین مسکو و پترزبورگ در کنار مشکلات و دغدغه‌های اقتصادی و تحول شیوه‌ی سنتی کشاورزی ارباب رعیتی می‌پردازد.

ما معتقدیم خطری که ما را تهدید می‌کند نه در دیو موهوم انقلاب بلکه در پافشاری در پاسداری از سنت‌هاست که جلو پیشرفت را می‌گیرد.

این اشراف‌زادگان در کنار موژیک‌ها و دهقانان و مباشران و دایه‌ها با هم جامعه‌ی روسیه‌ی تزاری را تشکیل می‌دهند و هر کدام با نقاط ضعف و قوت خود داستان را به نحوی پیش می‌برند. این شخصیت‌های خاکستری دوست‌داشتنی با نفرت‌ها و عشق‌های خود در کنار هم زندگی می‌کنند و تولستوی جهان هستی و نیستی آنها را با دو روایت موازی عاشقانه با نکته‌دانی و به تفصیل به رشته‌ی تحریر در آورده است.

نمی‌دانم در دل تو چه مقدار عشق نسبت به او هنوز باقی مانده است. فقط تویی که این را می‌دانی. آیا اینقدر باقی مانده است که بتوانی او را ببخشی؟ اگر مانده عفوش کن.

کتاب با تفاوت نوع دیدگاه زن و مرد در قبال مسایل و مشکلات خانوادگی آغاز می‌گردد و در ادامه به نگاه‌های جنسیت‌زده‌ی افراد جامعه در واکنش و بازخوردشان به پذیرفتن مجدد زنان و مردانی که از مسیر اخلاق لغزیده‌اند، می‌پردازد.

زنت پیر می‌شود حال آنکه خودت از شور زندگی شعله‌وری. سر بگردانی می‌بینی که دیگر نمی‌توانی با وجود حرمتی که به زنت می‌گذاری عاشقش باشی و بعد یک دفعه راهزن دین و دلی پیدا می‌شود و تو دیوانه می‌شوی.

تقریبا زیر تمام پاراگراف‌ها و گفتارهای کتاب خط کشیده‌ام تا بارها و بارها به ردجویی آنها بروم. تک‌تک شخصیت‌های کتاب حتی اگر حضوری کوتاه هم داشته باشند، برجسته و به یادسپردنی هستند. تولستوی حتی از عمق افکار پسر کوچک آنا و کارنین هم سرسری رد نشده است.

سریوژای کوچک باور نمی‌کرد که کسانی که او دوست می‌داشت، مردنی باشند به ویژه باور نمی‌کرد که او خود روزی خواهد مرد، چنین چیزی در نظرش غیرممکن و نامفهوم می‌آمد و با خود می‌گفت: «چرا ممکن نباشد خدا همه را سزاوار بداند و همینطور زنده به آسمان ببرد.»

کتاب آنقدر نقاط عطف در بخش‌ها و فصل‌های مختلف خود دارد که انتخاب از بین آن‌ها برای ذکر نمونه به جهت ترغیب مخاطب به انتخاب این کتاب برای خواندن بسیار دشوار هست، برای نمونه صفحاتی از کتاب به توصیف و‌ شرح وضع جسمی و روحی دو زن در هنگام وضع حمل می‌پردازد و عجیب‌ترین سیر تحول شخصیتی را در افرادی شاهد هستیم که در کنار بستر این زنان و در لحظه‌ی شگرف بین نیستی و هستی، با افکار خود درگیر هستند. دو صحنه‌ی کاملا روانکاوی شده‌ی خودکشی در این کتاب و آنچه در فکر و روح اشخاصی که به نقطه‌ی برگشت‌ناپذیر آخر خط رسیده‌اند، چنان است که انگار تولستوی خود تا کانون آن نقطه رفته است. یک فصل کوتاه از کتاب هم به جان دادن یکی از شخصیت‌های مسلول کتاب اختصاص دارد که شاید بتوان از آن به عنوان مقدمه‌ای بر کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» یاد کرد.

رنج بیمار پیوسته بیشتر می‌شد خاصه بدنش از افتاده ماندن در بستر همه ناسور شده بود و برای تسکین این درد هیچ کاری نمی‌شد کرد. رنج‌هایی که به تدریج افزایش میافت کار خود را می‌کرد و او را برای مردن آماده می‌ساخت.

البته این صفحات تنها بخش‌های دردناک و تفکربرانگیز کتاب نیستند، آنجا که تنهایی و درد جانکاهی بر جان مادری در کنار تابوت کوچک نوزادش در هنگام مراسم تدفین او می‌افتد، هرچند تنها یک پاراگراف است اما در دل همین چند سطر هم آنقدر عمق نهفته است که خواننده برای دقایقی از ادامه‌ی خواندن دست بکشد.

یاد تلخ مرگ فرزند آخرش که پسر شیرخواره‌ای بود و از خناق مرده بود و دایما دل مادرانه او را به درد می آورد دوباره در خیالش زنده شد و نیز یاد خاک سپردنش و بی اعتنایی همه به آن تابوت کوچک .. آن پیشانی کوچک پریده رنگ و حلقه‌های موی لطیف شقیقه‌ها و آن دهان کوچک که عجیب باز مانده بود ..

تولستوی در این رمان درباره‌ی مسایل کشاورزی و زمین‌داری و نظام ارباب رعیتی بسیار نوشته و بخش عمده‌ای از «آنا کارنینا» در روستا و زمین‌های کشاورزی و حال و هوای روستاییان در اوقات کاشت، داشت و برداشت می‌گذرد و کوچک‌ترین تردیدی ندارم که تولستوی بخشی از بینش و جهان‌بینی خود را در قالب یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های رمانش، لوین، به عرصه‌ی نمایش گذارده است.

وحشتش نه چندان از مرگ بلکه از زندگی بود که او از منشا و علت و حکمت و ماهیت آن هیچ نمی‌دانست.

📝طوبا وطن‌خواه

آدرس کانال تلگرام https://t.me/toobavatankhah

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط